تبليغاتX
عشقولانه
و شاید روزی بدانی که چقدر دوستت دارم تو قلبتو بده به من ، من امانت داره خوبی می شم براش(س)

سلام به همه دوستان خوبین امروز واستون مدل لباس گذاشتم لباس عروس و لباس نامزدی امیدوارم

خوشتون بیاد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 15:11  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 

 

سلام بچه خوبین خواستم ببینم کی طرفداره استقلال هست هر کی هست نظر بده

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 14:13  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم


ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب

 


ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

 


گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ

 


هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

 


هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


.

 خوش به حال چشمه ها و دشت ها


خوش به حال دانه ها و سبزه ها


خوش به حال غنچه های نیمه باز


خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز


خوش به حال جام لبریز از شراب


خوش به حال آفتــاب

.

  ..       ..      ..    ..   ..   ..   ..

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 9:52  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 

تنهایی تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...

 

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...

 

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه كردم ...

 

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

 

تنهایی را دوست دارم زیرا....

 

در كلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار كشیدنم را پنهان خواهم كرد

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 11:17  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:25  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 

دل چو در دام عشق منظور است

دیده را جرم نیست، معذور است

ناظرم بر رخت به دیده‌ی جان

گرچه از چشم ظاهرم دور است

از شراب الست روز وصال

جان مستم هنوز مخمور است

دست از عاشقی نمی‌دارد

دایم از یار اگرچه مهجور است

جان آشفته بر رخت فاش است

شعله‌ی نار پرتو نور است

چشم مستت بلای عشاق است

خاک پای تو تاج فغفور است

حکم داری به هرچه فرمایی

که عراقی مطیع و مامور است

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:21  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 

باتو هستم ای غریبه،اشنایم میشوی؟اشنای گریه های بی ریایم میشوی؟


من تمام درد باران را خودم فهمیده ام،مثل باران اشنای بی صدایم میشوی؟


روزگار، این روزگار بی خدا تا زنده است، ای غریبه اشنا، اشنایی با خدایم


میشوی؟ من که شاعر نیستم شکل غزل را میکشم، رنگ سبز دلنشین


صفحه هایم میشوی؟ ای غریبه فقط سبزو با شکوه و دلخوشی، همسرای


خنده های باصفایم میشوی؟ بوی غربت میدهد این لحظه های بی کسی،


با تو هستم ای غریبه اشنایم میشوی؟؟؟؟

       

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:15  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 
اي عشق، شكسته ايم، مشكن ما را

اينگونه به خاك ره ميفكن ما را

ما در تو به چشم دوستي مي بينيم

اي دوست مبين به چشم دشمن ما را

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 17:8  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 

زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند.


زندگي شيرين است، مثل شيريني يك روز قشنگ.


زندگي رويايي است، مثل روياي ِيكي كودك ناز.


زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يك غنچه ي باز.


زندگي تك تك اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست،

 

زندگي راز دل مادر من. زندگي پينه ي دست پدر است،

 

زندگي مثل زمان در گذر...

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 15:53  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 

عشق يعني با غم الفت داشتن


سوختن با درد نسبت داشتن

عشق دريک جمله يعني انتظار

انتظار روز رجـــعت داشتن

عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني در جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشمان تر

عشق يعني سر به در آويختن

عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن يا ساختــن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني انتـــظار و انتـــظار

عشق يعني هرچه بيني عکس يار

عشق يعني ديـده بر در دوختـن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

عشق يعني با پرستو پر زدن

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني معني رنگين کمان

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني رسم و دل برهم زدن

عشق يعني يک تيمم يک نماز

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون کندن به دست

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچومن شيدا شدن

عشق يعني قلــه و دريا شدن

عشق يعني يک شقايق غرق خون

عشق يعني درد ومحنت دردرون

عشق يعني يک تبلور يک سرود

عشق يعني يک سلام و يک درود

عشق يعني جام لبريز از شراب

عشق يعني تشنگي يعني سراب

عشق يعني حسرت شبهاي گرم

عشق يعني ياد يک روياي نرم

عشق يعني غرقه گشتن در سراب

عشق يعني حلقه هاي بي حساب

عشق يعني تا ابد بي سرنوشت

عشق يعني آخــرخط بهـشــت

عشق يعني گم شدن در لحظه ها

عشق يعني آبـي بي انتـــها

عشق يعني زرد تنها و غريب

عشق يعني سرخي ظاهر فريب

عشق يعني تکيه بر بازوي باد

عشق يعني حسرتت پاينده باد

عشق يعني هرزمان تنها شنيدن نام او

عشق يعني هرچه گفتن هرچه کردن بهراو

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 19:34  توسط فرهاد ( الکا ) و سیما ( لی لی ) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست ردپاي اشک هايم را بگير تابداني خانه عاشق کجاست تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاری كه گلش...تويي.وتقديم به عشقي كه عاشقش منم


دلم می خواهد باز هم بعد از مدتها ساده سخن بگویم .... همیشه در ذهن همه آدمها روزهای خوب و بد جاری و سیال باقی می مانند . ما آدمها با ذهن خود زنده هستیم . گاهی طوفان یک احساس خدایی می تواند تعادل حواس را به هم بزند . من فکر می کنم گریختن از این احساس کار درستی نیست . باید کمی سکوت کرد ... باید سفر کرد .... باید به جاده دل سپرد .... اگر طوفان را با تمام وجود بخواهی بالاخره خواهد وزید و جسم و حتی احساس زیبای ترا خواهد گرفت .. آرام بودن ... منش سکون و تعادل باعث حفظ این احساس می شود . خیلی ها از عشق می هراسند و خیلی ها هم عشق را باور ندارند . به عقیده من عشق یک معجزه است چون می تواند روح انسان را دگرگون کند .... و این پدیده تحت تاثیر یک نیروی عظیم امکان پذیر خواهد بود ... اگر انسان را مجموعه ای از نیروها تصور کنیم ، می شود گفت عشق در امتداد میدان مغناطیسی بدن قرار می گیرد و انسان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد . نه می توان نسبت به آن بی تفاوت بود و نه می توان به طور کامل به آن سر سپرد ! زیرا در هر دو صورت ویرانگر است ! واقعا که پدیده عجیبی است ... بی نفاوت بودن باعث خشکیدن این روح جوان می شود و سرسپردن بی وقفه باعث به هم خوردن نظام روزمره زندگی ... و در نهایت تو عشقت را از دست می دهی ! به همین سادگی ! حال در این میان برنده کسی است که نقطه ثقل عشق را پیدا کند . از جایگاه نقطه ثقل می شود دوست بود .. می شود عاشق ماند. .. می شود به التهاب نزدیک شد ... می شود با یاد تنفس کرد .... می شود عشق را حفظ کرد و برایند همه این نیروها سبب وصل خواهد شد .... باید به آینده امیدوار بود ... باید در زندان هم گل سرخ رویانید .... باید صبور بود .....باید تلاش کرد ...باید قوی بود ...خوشبین باشیم و نگذرایم اگر شعله ای در قلبمان پدیدار گشته است سرد و خاموش گردد و به جای آن گل یخ ساکن شود .


نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
پیوندها
باران 45
پرستو
رها
نونا
مهدیه
مینای شب مهتاب
آشناترین غریبه
سارای ازاد
مریم
سایه
دختر اسمان
مینا
شادی
مرجان
فاطمه
لینا
الهه
فریبا
ترنم
بابک و آیدا
مهشید
سیما
مهدی بیدار
آیکا
رویا
فرشته
آرزو
مرضیه
نیایش
مهسا
آرام
خادم باشم یا زهرا قبول کن
کیشمیش خانوم
پسر بد
نگار
مهلا
امین
زیبا
ناهیتا
زندگی رویایی
آمیتیس
بهاره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان